• 1398/11/20

    🔹 تعیین کننده ابرقدرت جهان در قرن پیش رو، توان هوش مصنوعی است

    🔸 موسسه بروکینگز که اغلب به عنوان مهم ترین اتاق فکر دنیا شناخته می شود، در آخرین گزارش اقتصاد جهانی خود اعلام کرده است کشوری که تا سال 2030 نسبت به سایر کشورها استیلای توان هوش مصنوعی داشته باشد، حداقل تا قرن 22 میلادی ابرقدرت اول دنیا خواهد بود.

    🔸 این گزارش 3 بازیگر اصلی را در این زمینه چین، آمریکا و اتحادیه اروپا می داند و روسیه را با توجه به فعالیت های محدود در زمینه هوش مصنوعی در شمار بازیگران اصلی بر نمی شمارد.

    🔸 گزارش بروکینگز ضمن اشاره به نقاط قوت این 3 کشور یعنی چین با سرمایه گذاری همه جانبه و سنگین، آمریکا با داشتن برترین نیروهای نو آور و اروپا با زیرساختهای بسیار مناسب، احتمال می دهد که برنده آمریکا خواهد بود گرچه سیاستهای اخیر آمریکا و به ویژه دولت ترامپ کاملا در جهت تضعیف این امر می باشند.

  • 1398/11/15

    🔹 مدیر عامل گوگل، «اریک شمیت» می گفت "والدین شما اشتباه کردند. بی نظمی یک ارزش است"‍

    اگر دفترهای کار شلوغ باشند، به تدریج به سمتی پیش میروند که بی نظم هم بشوند. خب بگذارید بشوند! وقتی اریک برای اولین بار در سال 2001 میلادی به گوگل پیوست، از مسئول خدمات شرکت جورج خواست که دفاتر گوگل را تمیز و مرتب کند. جورج این کار را انجام داد. ولی روز بعد یک یادداشت از لری پیج دریافت کرد که میگفت: «وسایل من کجا هستند؟». چیدمان لوازم، بدون نظم و ترتیب، نشانه وجود یک نیروی کاری فعال و باانگیزه بود.

    از آنجایی که بی نظمی به عنوان محصول جانبی نوآوری شناخته میشود، معمولاً نشانه خوبی است و سرکوب آن هم، آن طور که در بسیاری از شرکتها میبینیم، میتواند به طرز عجیبی تاثیر منفی زیادی را درپی داشته باشد. خوب است اجازه دهید رفتار شما تا حد زیادی بی نظم باشد.

     منبع: کتاب گوگل چگونه کار می کند؟

     

  • 1398/11/5

    💢 ده مهارت کلیدی لازم در سال 2020

    یکی از جنبه‌های مورد نیاز جهت کسب موفقیت در تمامی حوزه‌های کاری به خصوص حوزه علم‌داده، توجه به مهارت‌های نرم یا Soft Skills است. در زیر 10 مهارت کلیدی مورد نیاز تا سال 2020 معرفی گردیده است.

    ۱- مهارت حل مسئله
    ۲- تفکر انتقادی
    ۳- خلاقیت
    ۴- توانایی مدیریت افراد
    ۵- روحیه همکاری و کار تیمی
    ۶- هوش هیجانی
    ۷- مهارت قضاوت و تصمیم‌گیری
    ۸- تفکر سرویس‌گرا
    ۹-فنون مذاکره
    ۱۰- هوش شناختی

  • 1398/11/4

    🔹چرا چپ دست ها استثنایی هستند؟


    طبق تحقیقی که در سال ۲۰۰۶ توسط محققان دانشگاه لافایت انجام شده است به این نتیجه رسیده اند چپ دست هایی که تحصیلات دانشگاهی دارند ۱۰ الی ۱۵ درصد موفق تر از راست دست ها هستند و می توان گفت افرادی استثنایی هستند.

    از جمله افراد مشهور و موفقی که چپ دست هستند می توان به لئوناردو داوینچی، بیل گیتس، ارسطو و ماری کوری اشاره کرد.

    🔸احتمال چپ دست بودن نابغه ها زیاد است
    چپ دست ها نابغه هستند بنابراین چپ دست بودن آلبرت انیشتین زیاد عجیب نیست. درست است که چپ دست ها تنها ۱۰ درصد از جمعیت دنیا را تشکیل می دهند اما می توان گفت حدود ۲۰ درصد از جامعه تیزهوشان چپ دست هستند.

    🔸چپ دست ها هنرمندان ماهری هستند
    در تحقیقی که در یک مجله روانشناسی آمریکایی منتشر شده است به این نتیجه رسیده اند که چپ دست ها خلاقیت بسیار بالایی دارند. آن ها می توانند راه حل های متفاوتی برای یک مشکل پیدا کنند و علاقه زیادی به زمینه های هنر، موسیقی، ورزش و تکنولوژی اطلاعات دارند.

    🔸آن ها توانایی رئیس جمهور شدن را دارند

    اوباما، بیل کلینتون و جورج بوش از رئیس جمهورهای موفقی هستند که چپ دست هستند و تحقیقات ثابت کرده است سیاستمدارانی که چپ دست هستند در مناظرات تلویزیونی کنترل بیشتری روی بیننده دارند.
    حرکات دست راست با مثبت گرایی مرتبط هستند و حرکات دست چپ با منفی گرایی و از آن جا که تلویزیون تصویر را معکوس نشان می دهد چپ دست ها راست دست نشان داده می شوند.

    🔸چپ دست ها در ورزش موفق هستند

    چپ دست ها در ورزش هایی چون تنیس، بدمینتون و بوکس بسیار موفق هستند. ورزشکاران چپ دست هم با رقبای راست دست مسابقه می دهند هم با رقبای چپ دست بنابراین چپ دست ها همیشه آمادگی روبه رو شدن با راست دست ها را دارند اما یک ورزشکار راست دست معمولا آمادگی مواجه شدن با یک رقیب چپ دست را ندارد.

    🔸چپ دست ها مبارزان خوبی هستند
    چپ دست ها به علت ضربه های خوبی که با دست چپ وارد می کنند معمولا در مبارزه علیه راست دست ها پیروز می شوند.

  • 1398/11/3

    🔹 رهبری جدید در دهه 2020

     
    روزنامه DI ، پرمخاطب ترین روزنامه و سایت خبری اقتصادی سوئد به مناسب پایان سال 2019 و شروع سال جدید میلادی و ورود به دهه 2020 ، مقاله ای در خصوص رهبری دهه آینده به رشته تحریر درآورده است. این مقاله به مقایسه شرایط دهه 2010 با دهه 1970 پرداخته و می افزاید دهه 1970 دهه بدبختی بود و نقاط تاریک و اضطراب زیادی از نظر اقتصادی ،تهدید هسته ای ، فقر و غیره در جهان وجود داشت.
     
    اما با ورود به دهه 1980 ، جهان شاهد چرخش بود. بورس رونق گرفت ، مقررات زدایی اقتصادی باعث رشد شد و جنگ سرد خاتمه یافت. دهه 2010 نیز از بسیاری از جهات به سمت تاریکی رفت. چین و روسیه در مسیر استبدادی تری پیش رفتند. آمریکا صاحب یک رییس جمهوری کاملا مشکل ساز شد ، تکانه‌های پوپولیستی و ناسیونالیستی در سراسر اروپا به وجود آمد، بحران آب و هوایی به یک تهدید جهانی مبدل شده و نسل جوان نسبت به آینده احساس تردید می‌کند.
     
    این مقاله در ادامه ، شش تغییر مهم رهبری در دهه آینده میلادی را بررسی کرده که می تواند منجر به پیشرفت بهتر و روشن تر در دنیا گردد که عبارتند از : رهبری جدید در ایالات متحده آمریکا با خاتمه دوره ترامپ (چه پایان دوره وی چه انتخاب برای چهارسال دیگر)، رهبری جدید در روسیه، رهبری جدید در آلمان ، رهبری جدید در انگلیس، رهبری جدید در حوزه تغییرات آب و هوایی و رهبری جدید صنعتی

  • 1398/11/3

    🔹چرا کتاب نمی‌خوانیم؟!

    ۱-   کتاب نمی‌خوانیم زیرا نیازی به کتاب احساس نمی‌کنیم، به دو دلیل:

     - توهم همه‌چیزدانی داریم و از فرط ناآگاهی مسأله مبهمی برایمان وجود ندارد.

     - لذت و منفعتی در آن نمی‌بینیم و آن را زحمتی می‌دانیم که مابه‌ازای مستقیم مالی ندارد.

    ۲ -  کتاب نمی‌خوانیم زیرا از شک کردن در مبانی باورهای‌مان می ترسیم و نگرانیم برای بیشتر دانستن مجبور به پذیرفتن نادرستی دانسته‌های قبلی خود شویم.

    ۳ -  کتاب نمی‌خوانیم زیرا با وجود رنج بردن از تناقضات فکری و حسی خود از آن‌ها آگاه نیستیم.

    ۴ -  کتاب نمی‌خوانیم زیرا فکر می‌کنیم پیچیده‌ترین مسائل را در هر عرصه‌ای می‌توانیم با ذهن پرورش‌نیافته و معلومات ناقص خود ساده‌‍سازی کنیم اما نمی‌دانیم که حتی مفاهیم به‌ظاهر ابتدایی نیز زوایایی تکمیلی و مراتبی پیشرفته دارند که در این قاعده نمی‌گنجند و خام‌اندیشی‌های ما راهی به آن‌ها نخواهد داشت.

    ۵ -  کتاب نمی‌خوانیم چون هنوز در دوره فرهنگ شفاهی به سر می‌بریم و ملتی شنیداری و مقلدیم.

    ۶ - کتاب نمی‌خوانیم زیرا از فواید و عواید داشتن ذهن باز، برتر و تحلیلگر، احساسات عالی، روشن و مجرب و بیان پربار، پخته و شیوا بی خبریم.

    ۷ - کتاب نمی‌خوانیم زیرا نمی‌دانیم کافی دانستن اطلاعات تصادفی حاصل از گشت‌وگذار در فضای مجازی جای مطالعات هدف‌مند را نمی‌گیرد، به دو دلیل:

    -  بارش اطلاعات پراکنده و گاه متناقض، ما را به قدرت تجزیه و تحلیل نمی‌رساند.

    - بمباران خبری برای اذهان سرگردان موجب سردرگمی بیشتر بوده و خود موجب نوع دیگری از بی‌خبری است که توهم خبردار بودن از همه چیز را به همراه دارد.

    ۸ - کتاب نمی‌خوانیم چون بر این باور نادرستیم که با افزایش سن، عقل نیز به خودی خود رشد می‌کند و نمی‌دانیم رشد عقلی اکتسابی است و با فعالیت و پرورش فکری به دست می‌آید و بهترین محرک ذهن برای این منظور مطالعه است.

    ۹ - کتاب نمی‌خوانیم چون از کتاب خواندن خوشمان نمی‌آید و نمی‌دانیم که بسیاری از این "خوشم می‌آید"ها و "خوشم نمی‌آید"ها به‌کلی بی‌اعتبارند، زیرا براساس آموخته‌های تلقینی و سلیقه‌ای و تجارب پیش پا افتاده و دم دستی ما در محیط خانواده، تحصیل و کار و... و متاثر از افراد عموما همسطح با ما شکل گرفته‌اند و مادامی که با مطالعه و تلمذ از انسان‌های آگاه‌تر از ما محک نخوردند، معیار خوبی برای تصمیم‌گیری‌ها و انتخاب‌های ما نیستند.

    ۱۰ - کتاب نمی‌خوانیم چون کتاب نخوانده‌ایم؛ بدین معنا که خود را آن قدر موظف به انجام این کار نکرده‌ایم تا به آن نقطه صفری برسیم که سرآغاز چشیدن لذت شناخت خود و دنیای پیرامون است و مدخل ورود به جهانی فراتر که علایق و سلایق ما در آن به پرواز درمی‌آید و هر بار سطحی بالاتر و اوجی تازه را تجربه می‌کند که قابل مقایسه با سطح نازل و عامه‌پسند پیشین نیست...


صفحه 1 از 7